4 نفربودندکه اسمشان این هابود

همه کس.یک کسی.هرکسی.هیچ کس.

کارمهمی درپیش داشتندوهمه مطمین بودندکه یک کسی این کاررا به انجام میرساند.هرکسی میتوانست این کاررابکنداماهیچ کس این کاررا نکردیک کسی عصبانی شدچراکه این کارهمه کس بوداماهیچ کس متوجه نبودکه همه کس این کار را نخواهدکرد.سرانجام داستان این طورختم شدکه هرکسی یک کسی را سرزنش خواهدکردکه چراهیچ کس کاری رانکردکه همه کس میتوانست انجام دهد.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

شرط میبندم همه تون هنگ کردین!!!!!!!!!!!!